
دروغ. اين واژهي دوست داشتني اين روزها، جيره هرروزه ما ايراني ها، حلال تمام مشكلات. ديگه گذشت دوره اون ضرب المثلي كه مي گفت ” هنر نزد ايرانيان است و بس ” حالا ديگه بايد گفت ” دروغ نزد ايرانيان است و كنتر هم نداره! “. در جامعه مسلمان و با فرهنگ ايران با تمدن چندين هزارساله پارسي و دين و مذهب برتر اسلام ناب محمدي (شيعه اثني اشري) دروغ شده جزء لاينفك روابط اجتماعي. ديگه اين روزها بي دروغ كارت راه نميوفته، بي دروغ بايد آخرماه كاسه گدايي بگيري دوره بچرخي، بي دروغ جايي استخدامت نميكنن، بي دروغ بايد بري ته صف، بي دروغ بايد سرت رو بزاري بميري!
كاسب قديما حبيب خدا بود ولي اين روزا دست شيطون رو از پشت ميبنده. اجاره مغازه ها سر به فلك مي زنه و كسبه عزيز براي جبران اين هزينه سرسام آور از هيچ دوز و كلكي روگردان نيستند. ميري قصابي ميگي من بلد نيستم چي براي خورشتي خوبه شما خودت راهنمايي كن ميگه گردن! گردن عاليه ، بيا گردن ببر. مياي خونه ميبيني اين گردنه همش استخونه كه؟! تازه ميفهمي اين گردنه همون گردنه است كه راهزنا لختت ميكردن منتها از نوع با كلاسش. ميري مرغ فروشي ميگي آقا لطفا 4 تا رون بدين، برات ميزاره تو كيسه رنگي و ميكشه و قبض ميده كه بدي صندوق. مياي خونه ميبيني 6تا رون گذاشته ، پيش خودت فكر ميكني حتما اشتباه كرده. دفعه بعدي ميگي 6 تا رون بزار لطفا مياي خونه ميبيني 9تا رون داده!
ميري لباس بخري ، فلان كفش با فلان مارك 45 هزار تومن ، فروشنده قسم آيه برات ميخوره كه ميداين گوگورستانه و اصله و قيمتش شركتيه و سودش كمه براي ما، بعدا ميفهمي چينيه و به قيمت جفتي 8 هزار تومن دست فروشنده ميرسه. ميري تاكسي سوار شي ، راننده داره داد ميزنه كه 1 نفر ، 1 نفر فلان جا حركت. ميري سوار بشي ميبيني هيچكي تو ماشين نيست. ميگي من ته خيابون ميرم ميگه بيا ، وسط خيابون ميگه اقا ما تا اونجا نميريم. خلاصه تو اين خرتوخري روزي 3-4 تا كلاغ جاي قناري ميره تو پاچهات و تو هم براي اينكه از قافله عقب نموني 3-4 تاكلاغ جاي قناري ميكني تو پاچه خلق الله.
حالا اين از جنبه مادي، از جنبه معنوي كه ديگه تو اوج سلوك و
عرفانيم. همه بچه مسلمون ،همه نمازخون ، همه ضد امريكايي ، همه بسيجي ، همه مخلص ، همه به فكرخدمت به امت ، همه … ؟! ميري استخدام دولتي بشي تو مصاحبه گزينش همچين مسائل شرعي و كتابهاي استاد مطهري رو حفظي كه اگر همين پس فرداش بري حوزه علميه كرسي استادي اي چيزي بهت ميدن، اما تا حالا تو خونه نماز خوندي ؟ نه! (البته بماند كه اعتقادات يكامر كاملا شخصيه و وقتي تبديل ميشه به معيار امتياز دهي به افراد جامعه توقعي جز دروغ نيست)
ميري عزاداري عاشورا، اقا داره خودشو جرواجر ميكنه براي اسلام، اين ده روز محرم همه چي تعطيله، آخه گناه داره. ولي بعدش خانوم و عرق و ورق و دوز و كلك.
اقاي رئيس جمهور داره خودشو واسه عدالت از دست رفته تيكه پاره ميكنه، دور و ورش هر پست و مقامي مي بيني باجناق و پسرخاله و فك و فاميلشن. طرف مدرك دكتراي جعلي داره كوس رسواييش همه جا زده شده ولي عين خيالش نيست.
خلاصه اين روزا امورات ما ايرانيا بي دروغ لنگه، خالي ببند تا كامروا باشي، موج بي اعتمادي بين ما بيداد ميكنه چون همه ميدونن كه طرف مقابل به راحتي دروغ ميگه. خيلي خيلي راحتتر از اون چيزي كه فكر كني ما ايرانيا دروغ مي گيم. البته خوشبختانه اين دروغ گفتن ربطي به نژاد و دي ان اي ايراني نداره! چون بچه ايروني هايي كه اونور آب تو بلاد كفر بزرگ ميشن كاملا عاري از اين آسيب هستند. همين چند روز پيش نامزدي اي دعوت بوديم كه دامادش بزرگ شده اونور آب بود. بيچاره يك قيافه مظلوم و ساده اي داشت كه من ناخود آگاه گفتم نمي دونم چرا بچه هاي اونور آبي همه يزره چلمنن!! بعدا با خودم فكر كردم ديدم بيچاره چلمن نيست فقط مثل ما گرگ بارون ديده نشده هنوز.
خاطره مرتبط : يه بار زمان دانشجويي به خودم گفتم رفيق كسيه كه عيب رفيقش رو بگه ، به يكي از رفقاي جون جوني كه از قضا بازاري هم بود گفتم فلاني تو چرا اينقدر دروغ ميگي؟ با ربط و بي ربط دروغ در مي كني آخه چرا؟ گفت براي حفظ منافعم دروغ ميگم. گفتم ميدونم براي حفظ منافعته ولي من ميگم دروغ نگو . گفت تو مورد به مورد بگو كجا دروغ گفتم تا من برات دليلش رو توضيح بدم، من نميتونم راست بگم ! بنده خدا يه بار تو زندگيش داشت راست مي گفت.



