پدر كشتگي

آقاجون بدجوري باگربه ها لج بود !

نميدونم چه پدر كشتگي با گربه هاي محل داشت كه اگر دستش به يكي از اونها مي رسيد احتمالا زنده زنده كبابش مي كرد. گربه هاي بدبخت جرات تو حياط اومدن رو كه نداشتن ولي هرازگاهي كه از لبه ديوا رد مي شدن هم آقاجون يه حالي بهشون ميداد

يادمه يه روز ظهر سفره ناهار باز بود و مشغول خوردن بوديم كه يه گربه مادر مرده اي اومد از روي ديوار رد شه بره خونه همسايه، آقاجون ناسزا گويان از سر سفره پا شد و با يه لنگه دمپايي و ” اي پدر سگ بي شرف… ” گربه بدبخت رو حسابي نوازش داد. حالا اينكه گربه چجوري “پدرسگ” ميشه بماند!

2 دیدگاه

  1. مهدی گفت،

    2008/12/28 در 00:39

    نمیدونی دیگه مهندس جان، دلیلش هم اینه که هم جونی هم پاکی:

    در قدیم اگه گربه هرز میرفت به بچه اش میگفتیم “پدر سگ” …

    بی شک بقیه اش نیاز به توضیح نداره …

    آقا جون خدا بیامرز هم احتمالا” بیوگرافیه گربه های محل رو داشته و …

    روحشون شاد

  2. 2009/01/01 در 01:45

    گربه پدر سگ همون شخصیت اصلی کارتون گربه سگه احتمالا :)


فرستادن دیدگاه