شهر آدمها، گربه ها و موشها

خدايا شكرت! چند روزيه 2-3 تا طوطي اومدن روي درختاي جلوي شركت. اولش فكر كردم شايد راه گم كردن و يا مسافر هستن! ولي ديدم موندگار شدن. ديگه كم كم داشت باورم مي شد كه تهران شده شهر آدمها، گربه ها و موشها ، ولي انگار موجودات زنده ديگه اي هم مي تونن تو اين دود و آلودگي زندگي كنند. همين الان هم داره از بيرون صداي آواز پرنده مياد. انگار كم كم داريم از منجلاب در ميايم!


پي نوشت 1 : حتما مي دونيد كه حتي كلاغ ها هم از تهران كوچ كردند و رفتند. لينك1 ، لينك2

پي نوشت2 : گنجشكها هم چند وقتيه جمعيتشون به شدت افت كرده و حتي نگراني در مورد انقراض نسلشون وجود داره. لينك3

پي نوشت 3 : يادش بخير وقتي دبيرستان مي رفتم (دبيرستان البرز، خيابان انقلاب) هر روز صبح وقتي ما سر صف بوديم و صبحگاه! اجرا مي شد يكدسته 40-50 تايي طوطي جيغ زنان و باسر و صدا ميومدند و روي حياط مدرسه يه چرخي مي زدند و مي نشستن روي درختها.

8 دیدگاه

  1. ava گفت،

    2009/02/19 در 19:11

    چه خوب! حس خیلی قشنگی به آدم میده این جور همزیستی ها.

  2. teng گفت،

    2009/02/19 در 20:07

    من نمیدونستم اینهمه جک و جونور از تهران مهاجرت کرده.
    واقعاً تکان دهنده هست.

  3. نونوش گفت،

    2009/02/20 در 11:40

    How sad

  4. جينا گفت،

    2009/02/22 در 14:57

    آخی ! خوش به حالت !
    ما هم چند تا گنجشک داریم که تو سالن مهندسی واسه خودشون وول می خورن !
    خیلی باحالن !
    تازه امرز آواز هم می خوندن !

  5. ava گفت،

    2009/02/26 در 21:08

    روز مهندس رو به مهندس گربه باز هم تبریک میگم![هورا]

  6. hossein گفت،

    2009/02/28 در 09:56

    سلام
    اين پايتخت 5 ميليوني هم عالمي داره .
    اميدوارم مثل فيلم زادورا همه حيوانات به تهران برگردند .

  7. جينا گفت،

    2009/03/04 در 12:41

    ایشالله خیال گذاشتن یه پست جدید ندارید ؟ [آیکون یه ادم نتظر و کمی عصبانی !]

  8. 2009/03/18 در 05:30

    در لحظه ی تحویل و دگر گشتن سال
    با سبزه و تنگ ماهی و آب زلال
    بر بوی گلی که بشکفد از تو مرا
    مانند نسیم می پرم ،بی پرو بال

    پیشاپیش سال نو و فرارسیدن نوروز باستانی را به همه دوستان دیده و نادیده ام تبریک می گم .
    “فرزاد حسنی ” از صمیم قلب صحت و تندرستی و موفقیت همه شما عزیزان را در سال جدید آرزو می کند و امیدوار است سال آتی سالی سبز و با شکوه و سرشار از خیر و برکت و به دور از جنگ و خشونت را شاهد باشیم .آنچه در این پست می خوانید آخرین پست من در سال 87 است که یاداشتی است شخصی در احوالات 30 ساله شدن و روز تولدم …خوشحالم می کنید اگر کامل و تا به آخر بخونید و نظرتون رو بدونم …..لینک وبلاگ :

    http://talkhzibast.persianblog.ir/


فرستادن دیدگاه